السيد الخميني

280

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )

پس قرار داد جبار متكبر را بندهء او ، بعد از آن‌كه مالك بود ؛ پس ، فرستاد خدا او را ( يعنى به پيغمبرى ) و ترحم فرمود به واسطهء او امتى را . و همين‌طور صبر دنبال آورد خير را ، پس صبر كنيد و مهيا كنيد خود را بر صبر تا مزد داده شود » . شرح : « نائبة » مفرد « نوائب » است . و آن حوادث و مهمات نازله است . و در صحاح گويد به معنى مصيبت است . و « دكّ » به معنى « دقّ » يعنى كوبيدن است . و در صحاح است : « وَقَدْ دَكَكْتُ الشَّيء أَدُكُّهُ دَكّاً إذا ضَرَبْتُهُ وَكَسَرْتُهُ حَتّى سَوَّيْتُهُ بِالْارْضِ » انتهى « 1 » . و تَداكَّتْ عَلَيْهِ ، أَيْ ، تَداقَّتْ . و به معنى اجتماع و ازدحام نيز آمده ؛ چنانچه از نهايه منقول است در حديث حضرت امير المؤمنين عليه السلام : « ثم تداككتم علي تداكك الأبل إلهيم على حياضها » . أَي ، ازْدَحَمْتُمْ « 2 » . و از نهايه نيز نقل شده كه اصل « دكّ » به معنى « كسر » است « 3 » . و در اين حديث شريف به مناسبت لم تكسره به معنى اوّل انسب است ، گرچه معنى دوم نيز مناسب است . و كلمهء [ إن ] در « وَإنْ اسِرَ » وصليّه است ، و « قهر » و « استبدل » عطف به آن است . و مجلسى - رحمه اللَّه - فرموده در بعض نسخه‌ها « واستبدل بالعسر يسرا » وارد است « 4 » . بنابراين عطف است بر « لم تكسره » ، پس غايتِ صبر شود . جملهء « أن استُعبد » مبنى للمفعول و فاعلِ لَم يَضرُرْ است . و در نسخهء مرآة العقول به تقديم « باء » موحّده بر « عين » مهمله وارد است « 5 » . و در وسائل به تقديم « عين » بر « باء » منقول است « 6 » . و مظنون است كه نسخهء مرآة از غلط كاتب باشد ، گرچه معنى آن نيز

--> ( 1 ) - « چنان آن را ضربه زدم و شكستم تا با زمين هموار شد » . ( الصحاح ، ج 4 ، ص 1583 ) ( 2 ) - « پس از آن گرد من فراهم آمديد چون فراهم آمدن شتران تشنه هنگامى كه به آبشخورهاشان واردمىشوند » . ( النهاية ، ابن الأثير ، ج 2 ، ص 128 ، مادهء « دكك » ) ( 3 ) - النهاية ، ابن الأثير ، ج 2 ، ص 128 ، ماده « دكك » ؛ مرآة العقول ، ج 8 ، ص 130 . ( 4 ) - مرآة العقول ، ج 8 ، ص 130 . ( 5 ) - همان . ( 6 ) - وسائل الشيعة ، ج 3 ، ص 257 ، « كتاب الطهارة » ، « أبواب الدفن » ، باب 76 ، حديث 7 .